۹۹ سال پیش در چنین روزی، روستای «هه رمیله»ی بوکان، مژده به دنیا آمدن استاد «حسن زیرک» را داد، همان که بعدها به «بلبل کردستان»، معروف شد و استاد «مجتبی میرزاده» نوازده مسلم ویولون در خصوص اش می گوید: «حسن زیرک» یک نفر بود…آمد و دیگر تکرار نشد. نه کسی قبل از زیرک شبیه به او بود و نه بعدها کسی در حد و توانایی او می تواند وجود داشته باشد. حسن زیرک یک بار بود.. کامل شد و تمام شد».
به گزارش زریان به نقل از کردپرس، استاد «حسن زیرک»؛ در هشتم آذر سال ١٣٠٠ شمسی در روستای «هه رمیله»ی بوکان چشم به جهان گشود. در کودکی پدر و در نوجوانی مادرش را از دست داده است و زندگی را در رنج و محنت آغاز کرد و بخش زیادی از حیات این هنرمند در رنج و آوارگی سپری شد.

ماموستا «هیمن موکریانی» می گوید: «اتفاقی هم شادی و آسایش نصیب زیرک نشد و نه در ایران و نه در عراق روی خوشی و راحتی و آزادی را ندید، با این حال هیچوقت هم فخر فروش نبود».

اما موسیقی و آواز یار و همدم جدا نشدنی استاد زیرک بودند، این استاد بی بدیل موسیقی کردی، با آنکه سواد چندانی نداشت اما اکثر شعر و آواز ترانه هایش را با نبوغ مادرزادی که در این عرصه داشت، می ساخت و وقتی آواز می خواند، همه دل ها را به تسخیر خود درمی آورد.

حسن زیرک نابغه قرن بیستم؛ کسی که آمد و دیگر تکرار نشد

استاد مجتبی میرزاده، نوازده مسلم ویولون و موسیقی‌دانی که در تمام آثار حسن زیرک در دههٔ ۱۳۴۰ در ارکستر رادیو کردی کرمانشاه نوازندگی و تنظیم آهنگ‌های او را به‌عهده داشته، در مورد این هنرمند فقید چنین اظهار داشت: «حسن زیرک، با این‌که به هیچ عنوان سواد نداشت، اما اشعار اغلب آثارش را به‌صورت بداهه و در آن لحظه که می‌خواند، می‌سرود. او از حافظه‌ای بسیار قوی در حفظ شعر و آهنگ و مقام‌های کردی برخوردار بود و باید گفت که حسن زیرک هیچ‌گاه در موسیقی کُرد تکرار نخواهد شد؛ چرا که ماندگارترین و زیباترین نغمات کردی را خلق کرد، و اینک نه‌تنها در ایران، بلکه حتی در میان همه کردهای سایر نقاط جهان، آثار و نام و یاد او از مقام و منزلت والایی برخوردار است».

میرزاده در خصوص زیرک ادامه می دهد؛ خیلی کوچکتر از آنم که بخواهم در مورد استاد زیرک سخنی بگویم چون زیرک بی همتا بود و کلام یارای توصیف او نیست اما وقتی که صحبت از این استاد برجسته به میان می آید من زبانم لال می شود، انگار که شما بخواهید من در مورد دریا صحبت کنم، من در مورد دریا چه بگویم، دریا از بس بزرگ است و من تنها قطره ایی از آن هستم برای همین برایم سخت است در مورد زیرک سخن بگویم، تنها می توانم بگویم حسن زیرک یک نفر بود.. آمد و دیگر تکرار نشد. نه کسی قبل از حسن زیرک شبیه به او بود و نه بعدها کسی در حد و توانایی زیرک می تواند وجود داشته باشد فکر می کنم چنین چیزی محال باشد چون حسن زیرک یک بار بود.. کامل شد و تمام شد.

در همین راستا هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی هم در گفت و گو با کردپرس، می گوید: «زیرک» یکی از عاشقان واقعی موسیقی بود، که در هر قرنی یک نفر می تواند به عنوان نابغه در یک عرصه سربرآورد که آن فرد نابغه هم «حسن زیرک» است .

به عقیده جاوید؛ زیرک؛ “شوالیه موسیقی کردی” است و در میان تمامی کردها شناخته شده و بی رقیب است.

بی مهری حسودان، دل بلبل کردستان را شکست

ایران و کردستان اما برای این نابغه موسیقی کردی، کوچک بودند. چرا که در رادیوهای تهران و کرمانشاه با او بی مهری ها شد و دلش را شکستند. زیرک چهره ایی عمومی و عجین شده با همه اقشار جامعه بود، چهره ایی مردمی که در نزد عموم جامعه مقبول بود و همین راز ماندگاری این اسوه موسیقی کردستان است .

اما روزگار با این اسوه موسیقی خوب تا نکرد و او را هر بار روانه زندان های بغداد و تهران می کردند. زمانی که دژبان رادیو تهران به دستور شیخ عابد سراج‌الدینی، رئیس وقت برنامۀ کردی رادیو تهران به زیرک اجازه ورود نداد، او با دلی شکسته، به سوی بغداد روانه شد هر چند هنگامی که به آنجا هم رسید، راهی زندانش کردند و شکنجه و آزار بود که نصیب این هنرمند نامی کرد شد.

زمانی هم که به تهران بازگشت، ساواک نیز او را گرفت و زیر شکنجه قرار داد تا در کنار آوارگی، مزه درد را هم از یاد نبرد.

در کنار آن هم پس از کسب معروفیت، افرادی در ایران مانع از ادامهٔ فعالیت حسن زیرک شده و به بهانه‌های مختلف او را از رادیوهای تهران و کرمانشاه اخراج کردند. در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۳ زندگی کارمندی زیرک به سرازیری می‌افتد و دولت به او حقوق نمی‌دهد.

هیجده سال پیش “میدیا زندی” همسر استاد زیرک در گفت و گویی که با رادیو کردی تهران داشت، و از بی مهری برخی ها با شریک زندگیش گفت.

به گفته زندی؛ «در رادیو کردی تهران حدود هزار ترانه از زیرک ضبط و آرشیو شد، اما بعدها مسئول وقت رادیو بود، بیان کرد: به اندازه کافی از زیرک ترانه ضبط شده است و دیگر نیازی به او نیست. همین مسائل باعث شد تا حسن زیرک رادیو تهران را ترک کند».

در رادیو کرمانشاه، نیز با بلبل کردستان بی مهری شد و او را به بهانه های واهی از رادیو اخراج کردند در حالی که کارمند رسمی رادیو کرمانشاه بود.

در همین خصوص حسام‌الدین امین یکی از نخبان کُرد و اهل سنندج نیز گفت: «پس از آمدن حسن زیرک به رادیو و مشهور شدنش برخوردهای ناشایست و غیرمنصفانه‌ای با او کردند. حسن زیرک فردی ساده و بی‌آلایش بود. بدون واهمه می‌گویم خالقی با زیرک ارتباط خوبی نداشت و حتی یکی از عوامل در بدری و آوارگی زیرک او بود متأسفانه؛ این خصیصهٔ بازدارندهٔ اغلب مردم است که حسادتشان بر احساس همکاری‌شان می‌چربد».

رادیو کُردی کرمانشاه و خلق شاهکارهای هنری توسط حسن زیرک

در مرداد سال ۱۳۴۱ که رادیو کردی تهران تعطیل شد، حسن زیرک و همکارانش به کرمانشاه رهسپار شدند. رادیو کردی کرمانشاه به بخش کردی رادیو ایران تغییرنام پیدا کرد. در واقع آن برنامهٔ محلی تعطیل شد و یک رادیوی جدید که صدای برون مرزی ایران بود آغاز به کار کرده که ساعات پخش برنامه هم افزایش یافت و نه تنها کشورهای منطقه بلکه بخش‌های وسیعی از اروپا و خاورمیانه را تحت پوشش قرار داد.

ورود حسن زیرک به کرمانشاه و پیوستن به جمع همکاران رادیو، موجب تحرک و فعالیت بیشتر ارکستری گردید که از چند سال پیش وجود داشت و در کار تولید موسیقی و ترانه‌های کُردی قدم‌های خوبی برداشته بود.

سرپرست آن ارکستر محمد عبدالصمدی که خود نوازنده کلارینت بود. در سال‌های بعد محمود بلوری نوازندهٔ عود و گروهبان موزیک زید یحیایی نوازندهٔ کلارینت به این جمع اضافه شدند. همکاری او در رادیو کردی کرمانشاه با هنرمندان برجستهٔ کرمانشاهی همچون مجتبی میرزاده (ویولن)، محمد عبدالصمدی (قره‌نی)، اکبر ایزدی (سنتور)، استوار درویشی (تار) و بهمن پولکی و مرتضی صنعتی قصری (ویولن) (تیمپو) سبب آفرینش آثاری شد که از برجسته‌ترین کارهای وی به‌شمار می‌رود.

۹۹ درصد نامه های اداره پست کرمانشاه نامه های مردم به حسن زیرک بود

همایون (محمد) کمانگر که در رادیو کُردی کرمانشاه همراه با مرحوم زیرک همکار بوده است می گوید: «استقبال از ترانه ها و برنامه های مرحوم حسن زیرک بسیار زیاد بود به ویژه ارسال نامه ها برای مرکز بسیار زیاد شده بود که ۹۹ درصد آنها درخواست اجرای برنامه و ترانه از این استاد فاخر موسیقی کُردی بود و این موضوع بسیار بالا گرفت تا جایی که اداره پست اعلام کرد به دلیل حجم بالای نامه ها که متعلق به حسن زیرک است باید مرکز رادیو، کسی را برای بردن نامه ها بفرستد و این مهم سبب مشهوریت و محبوبیت رادیو شده بود. زیرک با صدای رسا و لذت‌بخش خود باعث معروفیت و کیفیت و شکوفایی برنامه‌های کُردی در تهران و کرمانشاه شده‌بود و سیل نامه‌های طرفداران ترانه‌های او هر روز به رادیو جاری بود و صدایش به بیشتر شهرها و روستاهای کُردنشین می‌رسید»

حسن زیرک و موسیقی جز جدایی ناپذیر هم بودند

بلبل کردستان و یار وفادارش موسیقی دو جز جدایی ناپذیر از همدیگر بودند وقتی زیرک آواز می خواند دیگر کسی را یارای تفکیک این دو از هم نبود، چرا که در یک لحظه به صورت بداهه شعر می سرود، آهنگ می ساخت و می خواند.

شهرام ناظری، هنرمند موسیقی سنتی ایران، درخصوص صدای حسن زیرک چنین اظهار داشته‌است: «درخصوص حسن زیرک، درمجموع فقط می‌توانم بگویم که یک انسان نابغه به‌معنای واقعی بود. یعنی در همان لحظه که وارد ارکستر رادیو می‌شد و به اتاق ضبط می‌رفت، بداهتاً، هم شعر می‌سرود، هم آهنگ می‌ساخت، و هم آن را می‌خواند، که تاکنون چنین موردی در موسیقی سابقه نداشته‌است. با توجه به این نکته که ایشان سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند، اما موسیقی و شعر را به‌صورت الهامی و حفظ‌شده می‌خواند و واقعاً از افراد کاملاً استثنایی و از نوابغ موسیقی کردی بودند».

رد پای آهنگ زیرک در اغلب آهنگ های کردی و غیر کردی پیدا است

از بلبل کردستان، بالغ بر یک هزار و ۵۰۰ ترانه باقی مانده است. از اوایل تابستان ۱۳۳۷ که برای اولین بار برنامه کردی به مدت یک ساعت از رادیو ایران پخش می شد، به همت زیرک حدود یک هزار ترانه بدون تکرار در آن سال ها از ایستگاه رادیو تهران توسط او خوانده شد. امروز در هر کوی برزن صدای زیرک می پیچد و عاشقان صدای شوالیه موسیقی کردی، هنوز هم که هنوز است با نوای دلنشین او زندگی می کنند.

کیست که موسیقی کردی را بشناسد و نام زیرک را از قلم بیاندازد، هنوز هم آهنگ ها و ترانه هایش منبع الهام هنرمندان کرد و غیر کرد است.

بیژن کامکار، خواننده و آهنگساز کرد، هم با تایید این مطلب می گوید: «حسن زیرک یکی از برجستگان موسیقی کُرد به‌شمار می‌آید و خیلی از آهنگ‌های کردی یا فارسی که الان به اجرا درمی‌آید، الهام‌گرفته از آثار آن هنرمند است. شهرت و محبوبیت حسن زیرک فقط محدود به مرزهای ایران نیست، بلکه در کشورهای اروپایی و تمام نقاط کردنشین جهان امتداد دارد».

همچنین فاروق صفی‌زاده بوره‌که‌ای، از پژوهندگان معاصر، درخصوص حسن زیرک می‌نویسد: «حسن زیرک بیش از هزار و پانصد ترانه ساخته‌است و همهٔ آهنگ‌های ترانه‌ها و بیشتر سروده‌های آن را خود می‌ساخته و می‌سروده‌است. از آهنگ‌های این هنرمند بزرگ، بیشترِ ترانه‌سرایان امروزِ فارس و کُرد و تُرک نیز سود برده‌اند، و امروز هر آهنگی که پدید می‌آید، نشانی از آهنگ‌های این هنرمند را در خود نهفته دارد. هنگامی که به آهنگ‌های او گوش فرا می‌دهی، زندگی را با همهٔ آزارها و مویه‌ها و رنج‌هایش درمی‌یابی».

سرطان هم بی رحم تر از مردمی نبود که قدرش را ندانستند

زندگی اما با زیرک این نابغه موسیقی، خوب تا نکرد، آوارگی، زندان و خیانت هایی که حسودان در حقش کردند و دل بلبل کردستان را به ناحق شکستند در سال های پایانی عمرش او را روانه زادگاهش بوکان کردند.

در آنجا قهوه خانه ایی اجاره کرد و در میان‌ مردمی‌ که‌ دوست‌شان‌ داشت‌ و دوستش‌ داشتند، زندگی می کرد اما این بار هم بیماری امانش نداد و در سال ۱۳۵۰ در پی ابتلا به سرطان کبد در بیمارستان بوکان بستری شد و یک سال بعد در پنج تیر سال ۱۳۵۱، در سن ۵۳ سالگی در زادگاهش بوکان درگذشت. در آن زمان رادیو لندن اعلام کرد: «یگانه هنرمند مردم کرد، در بوکان درگذشت».

سرطان هم بی رحم تر از مردمی نبود که قدرش را ندانستند و آزارش دادند. زیرک هنرمندی که با این کارنامه درخشان بعد از سال ها هنوز هم در شهر خودش غریب است و آنچنان که شایسته و بایسته نام زیرک است از او قدردانی نشده است. مزارش ساده و بی آلایش است و میهمان نواز مردمی است که از گوشه و کنار به زیارتش می آیند. شوالیه ایی همیشه ماندگار و نوایی تکرار نشدنی.

ترانه های زیادی در گلویش باقی ماند و عاشقان موسیقی را حسرت به دل گذاشت

میرزا «علی رشیدزاده» یار و همدم حسن زیرک که آخرین دقایق زندگی حسن زیرک بر بالین اش حاضر بود گفته است: «حسن زیرک روی تخت بیمارستان گفت، ترانه های زیادی در گلویم‌ باقی مانده و اگر اَجل بگذارد همه آن‌ها را می‌خوانم».

بر مزار زیرک شعری کردی از دکتر محمد صدیق‌ مفتی‌زاده‌ حک شده که برگردان‌ به‌ فارسی‌ آن‌ چنین‌ است‌: «زیرک‌! در راه‌ هنر زحمت‌ بسیار کشیدی‌، زندگی‌ات‌ را در راستای‌ هنر فدا کردی‌، هیچ‌گاه‌ در زندگی‌ حتی‌ لحظه ا‌یی‌ آرام‌ نداشتی‌، رنج‌ فراوان‌ کشیدی‌ و بسیار مورد ستم‌ قرار گرفتی‌، روزگارت‌ حتی‌ یک‌ دم‌ بدون‌ غم‌ نگذشت‌ که‌ چه‌ در مقام‌ هنر، بر بالاترین‌ چکاد قرار داشتی».

علی مردان، استاد مقام کردی، در گفتگویی که پس از مرگ حسن زیرک با رادیو کردی بغداد انجام گفت: «تنها خدا می داند که من چقدر حسن زیرک را دوست داشتم و با مردن او ترانه ها هم در حنجره من هم مردند. من هرگز حسن زیرک را فراموش نمی کنم و او بهترین خواننده بود».

این اعجوبه تکرار نشدنی اما هم اکنون در وطنش غریب است، آنچنان که شایسته نام استاد «حسن زیرک» است، تا کنون برای این استاد گرانقدر در بوکان همایش و مراسمی مختص به او برگزار نشده است و این استاد مسلم موسیقی کردی در شهر خود غریب مانده است.

گزارش/ تانیا شعفی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد