تهیه و تنظیم : هاوری اسماعیلی

* خودتان را برای مخاطبین ما معرفی بفرمائید؟
سونیا حاجی نژاد هستم ، متولد سال ۱۳۷۵ شهرستان بوکان.
دانشجوی کارشناسی حقوق.

*چند سال هست که شروع به نوشتن کردید و چطور وارد این مقوله شدید؟
علاقه ی من از دوران کودکی به نوشتن و خواندن بیشتر از هم سن و سالانم بود و با همان سن کم به خواندن داستان هایی در رده سنی خود و یا بیشتر اوقات به مطالعه کتاب های نسبتا بزرگ مشغول می شدم هرچند شاید برای یک کودک و یا یک نوجوان تلفظ و روخوانی بعضی از کلمات دشوار باشد اما من نه تنها عقب نشینی نمی کردم بلکه علاقه ام به مطالعه بیش از پیش می شد تا اینکه تصمیم به خلق اثر کردم و تفریح شیرین من در کنار تحصیلم نویسندگی است و اولین کتاب خود را در سن ۱۴سالگی به اسم (رها) نوشتم و زمستان ۱۳۹۵ در انتشارات زانکو به چاپ رسانیدم.

*از حمایتهای خانواده برای ما بفرمائید؟
پررنگ ترین و بیشترین حمایتی که من دریافت کرده ام از خانواده ام ، فرشته های بی نظیر زندگیم بخصوص پدر و مادرم بوده که همیشه با روی گشاده من را به این سمت هول داده اند و بهترین زمینه را در آرامش و آسایش برای من فراهم کرده اند تا با دست به قلم بودنم بتوانم خدمتی به جامعه بکنم.

*در چه زمینه های می نویسید؟
بنده در زمینه ی رمان های تخیلی ، عاطفی و احساسی مشغول هستم و مجموعه داستان های کوتاه (چیروک) آثار بعد من خواهند بود.

* تاکنون چند اثر چاپ کرده اید وبیشتر مخاطبین ما را با اثرتون آشنا کنید؟
رمان رها و اثر جدیدم چیروکی به اسم (یک سفر) این داستان بدور از دنیای تخیلات و رویا می باشد و متاسفانه دست تقدیر این اتفاق دلخراش و جانسوز را به در یکی از عزیزان کوبید و در یک اتفاق ناگهانی جان پنج عزیز آسمانی شدیک سال است از غروب ناباورانه ی آن عزیزان میگذرد و آنچه که باقی ماند یک مشت خاک و کوله باری از خاطرات آن یاران سفر کرده میباشد،طلب صبر عظیم برای بازماندگانشانم..
آسمانی شدنشان نورانی، و قسمت دوم این داستان دلخراش در چاپ دوم نشریه پیام بهاران می باشد.

* از دغدغه هاتون در عرصه نویسندگی و جامعه خصوصا خانمها بفرمائید؟
عدم حمایت مالی و مردمی یکی از دغدغه های من در این عرصه است ، به دلیل فضای مجازی آن تفریح زمان بر سرانه مطالعه کمتر از آن چیز است که ما انتظار داریم و میزان کتاب خوانی امروز با نسل دیروز دوستداران کتاب کم شده است اما هنوز هم کسانی هستند که عشق خریدن کتاب های رنگین ، چیدن و زینت دادن به کتابخانه هایشان هستند و چه بسیارند آن دسته افرادی که به دلیل حمایت نشدن و تعصبات قدیمی خانوادگی استعداد هایشان دست نخورده باقی می ماند و آرزو هایی که برایشان به محال ترین چیز تبدیل می شود.. به امید بیدار شدن و شکوفایی استعداد ها برای دخترانی که اجازه ندارند همه این ها نیاز به درایت ، حمایت و همدمی والدین بخصوص مادران است ‌.

*در پایان سخن خاصی هست بیان کنید؟
انتظار نویسنده حمایت کردن است ، یک نویسنده نیازمند حمایت شدن است و سخن آخر من ؛ کتابخانه ی معلمان بزرگ مرد ادب استاد حسین شیربیگی یک قطعه ای از بهشت است که ایشان برای پرورش و شکوفایی استعدادها تأسیس نموده و من بعنوان شاگرد ایشان از آن بزرگ مرد و همچنین از استاد بزرگوار جناب آقای حسین وفادار تشکر می کنم .

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد